» کنترل قیمت‌ها؛ از وعده تا عمل/‌ بازار کالاهای اساسی رها شده است؟ ( شنبه 20 مهر 1392 )
» تحریم‌های ضدایرانی اقتصاد شکننده جهان را به چالش کشیده است ( شنبه 20 مهر 1392 )
» شلیک موشک‌های چند تُنی از غزه به تل‌آویو ( شنبه 20 مهر 1392 )
» یك میلیارد لیتر بنزین بیشتر مصرف كردیم ( پنجشنبه 18 مهر 1392 )
» ارتش سوریه در آستانه فتح كامل حلب ( پنجشنبه 18 مهر 1392 )
» پیشرفت علمی درون‌زا زمینه‌ساز اعتبار و ابهت ملت/ نباید حرکت پرشتاب علمی کشور از دور بیفتد ( چهارشنبه 17 مهر 1392 )
» درخواست قانونگذاران آمریکایی و آیپک از اوباما برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران ( چهارشنبه 17 مهر 1392 )
» طراحان پروژه حذف شعار «مرگ بر آمریکا» به دنبال چه هستند؟ ( چهارشنبه 17 مهر 1392 )
» شعار «مرگ بر آمریکا» حذف‌شدنی نیست/ طرح «نظرسنجی» خیانت به کشور است ( چهارشنبه 17 مهر 1392 )
» تجدید‌نظرطلبان مطالبات اقتصادی را به كوچه سیاست می‌برند ( چهارشنبه 17 مهر 1392 )
» واکنش جالب امیر جعفری به سخنان نتانیاهو : برو بشین نقاشیتو بكش! ( چهارشنبه 17 مهر 1392 )
» «لشکر خوبان» روایت خوب و نگارش بسیار ممتازى دارد ( دوشنبه 15 مهر 1392 )
» اظهارات نتانیاهو؛ سوژه جدید خنده ایرانی‌ها! +عکس ( دوشنبه 15 مهر 1392 )
» وزارت اطلاعات در حال پیگیری اقدامات مجرمانه ۴ خرابکار اتمی است ( دوشنبه 15 مهر 1392 )
» گویا رفسنجانی خودش را صاحب دولت‌ می‌داند/ رئیس‌جمهور ورود کند ( دوشنبه 15 مهر 1392 )
» سردار نقدی : شناخت جنایات آمریکا درس بزرگ راهیان نور ( شنبه 13 مهر 1392 )
» رابطه بین بی‌اعتمادی ایران به واشنگتن و نفوذ صهیونیست‌ها در کاخ سفید ( شنبه 13 مهر 1392 )
» ظریف: اظهارات اوباما توهین به مردم ایران بود ( شنبه 13 مهر 1392 )
» هیچ اعتمادی به آمریکا نداریم/ از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم/ برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود ( شنبه 13 مهر 1392 )
» سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور شد ( شنبه 13 مهر 1392 )
» شکست طرح حمله به سوریه تازه‌ترین ناکامی دشمن در برابر انقلاب بود ( دوشنبه 25 شهریور 1392 )
» ابطال تحریم‌های کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و 17 شرکت دیگر ( دوشنبه 25 شهریور 1392 )
» خلع سلاح شیمیایی سوریه یا انداختن سایه جنگ بر سر ایران ( دوشنبه 25 شهریور 1392 )
» پاسخ سرلشکر جعفری به مطالبه رئیس‌جمهور / سپاه آمادگی انجام هر اقدامی را برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم دارد ( دوشنبه 25 شهریور 1392 )
» شایعات علیه سپاه را قبول ندارم / باید پروژه‌های ملی را بر عهده بگیرید/ سپاه رقیب بخش خصوصی نیست ( دوشنبه 25 شهریور 1392 )
» رهبر القاعده حمله به آمریکا را خواستار شد ( جمعه 22 شهریور 1392 )
» روحانی: ابتکار روسیه و پاسخ سوریه به آن منطقه را از یک جنگ دیگر دور می‌کند ( جمعه 22 شهریور 1392 )
» تهیه‌كننده فیلم ضد ایرانی در یك قدمی مدیریت ارشاد! ( جمعه 22 شهریور 1392 )
» مانور هنرمندانه نباید به معنای عبور از خطوط قرمز باشد/حمایتم از دولت‌ها به معنای قبول داشتن همه کارکردها نیست ( پنجشنبه 14 شهریور 1392 )
» حمله به سوریه برای امریكا و اسرائیل گران تمام می‌شود ( پنجشنبه 14 شهریور 1392 )
پنجشنبه 30 آذر 1391 دسته بندی : سیاسی ,

كیهان:بن بست سكولاریسم
«بن بست سكولاریسم»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم حسام الدین برومند است كه در آن می‌خوانید؛شورای اطلاعات ملی آمریكا اخیرا گزارشی را منتشر كرد كه در آن تلاش شده بود تا تحولات خاورمیانه تا سال 2030 مورد ارزیابی قرار بگیرد. البته این نكته گفتنی است كه شورای اطلاعات ملی آمریكا زیر مجموعه جامعه اطلاعاتی آمریكاست و هر 4 سال یكبار گزارش ویژه ای را منتشر می كند و دیدگاه و نتایج بررسی های خود را درباره تحولات آینده جهان ارائه می دهد. در این گزارش كه تلاش شده چشم انداز خاورمیانه در دو دهه آینده با نگاه به منافع واشنگتن مورد واكاوی قرار بگیرد آنچه كه بیش از هر چیزی توجهات را به خود معطوف می كند دغدغه مواجهه آمریكا با «اسلام سیاسی» و «موج قدرت گرفتن اسلام گراها» است. تهیه كنندگان این گزارش در ارزیابی تحولات خاورمیانه در آینده و اینكه این منطقه استراتژیك دستخوش چه تغییراتی خواهد شد سؤالات و گمانه زنی های متعددی را مطرح كرده اند. یادداشت پیش روی، به واكاوی این گزارش و بررسی فرضیه های آن درباره تحولات خاورمیانه در دو دهه آینده اختصاص ندارد اما نكته ای كه حائز اهمیت است و در ادامه به موضوع اصلی این نوشته مرتبط است هراس و ترس پژوهشگران شورای اطلاعات ملی آمریكا از ظهور و بروز قدرتمندانه اسلام گرایی در منطقه خاورمیانه است و از همین روی؛ به پیروزی احزاب اسلام گرا طی سال های اخیر اذعان می كنند. مقارن با این فضا، موضوع همه پرسی در قانون اساسی مصر قابل اعتناست. شنبه گذشته- 15دسامبر- دور اول همه پرسی قانون اساسی مصر در قاهره، اسكندریه و 8 استان دیگر برگزار شد و حدود 60درصد از شركت كنندگان به قانون اساسی رأی مثبت دادند. دور دوم این همه پرسی نیز پس فردا- 22 دسامبر- در 18 استان باقی مانده برگزار خواهد شد. نكته كلیدی این است كه در قانون اساسی جدید مصر تصریح شده است «شریعت اسلامی» باید منبع اصلی قانون گذاری در كشور باشد. اكنون درباره هراس آمریكایی ها از موج اسلام خواهی در منطقه از یكسو و قرار گرفتن شریعت اسلامی به عنوان منبع اصلی قانون گذاری در مصر كه می رود الگویی برای كشورهای دیگر در منطقه باشد نكاتی قابل تامل است؛ 1- با پیروزی انقلاب اسلامی در بیش از سه دهه پیش، اتفاق مباركی كه در صحنه اجتماع و سیاست بروز پیدا كرد حاكمیت آموزه های دینی و اسلامی بود. برای همین در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران منبع اصلی قانون گذاری، شریعت اسلام قرار گرفت. اصل چهارم قانون اساسی كشورمان تصریح دارد؛ «كلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد، این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاكم است و...» نكته این است از زمانی كه جمهوری اسلامی این نسخه حاكمیتی را به صحنه آورد آمریكایی ها و دیگرانی كه حاكمیت اسلام را برنمی تافتند و با منافع زیاده خواهانه و افزون طلبانه آنها مغایر بود كوشیدند تا نسخه های به اصطلاح دموكراسی یا سكولار را به منطقه تحمیل نمایند. اما سؤال این است كه آیا موفق بوده اند و توانسته اند جلوی الهام بخشی و نفوذ جمهوری اسلامی را در پهنه تحولات خاورمیانه بگیرند؟ بدون تردید اگر در این راه موفق می بودند اكنون تحولات خاورمیانه در بستر بیداری اسلامی با الهام بخشی از انقلاب اسلامی ایران شتاب نمی گرفت. واقعیت دقیق و عمیق ماجرا را می توان در اذعان برخی از تحلیلگران و رسانه های غربی نیز پی گرفت. نمونه ها در این زمینه بسیار است اما تحلیل نشریه فرانت پیج كه چهار روز پیش منتشر شد خواندنی است؛ «باید پذیرفت كه كشورهای عربی در انقلاب های اخیر از انقلاب اسلامی ایران الگوبرداری كرده اند.» این نشریه چاپ آمریكا همچنین با اشاره به همه پرسی قانون اساسی مصر مبتنی بر شریعت اسلامی می نویسد؛ «تلاش های آمریكا در سال های اخیر برای برقراری دموكراسی در خاورمیانه این ارمغان را داشته كه كشورهایی غیرلیبرال به وجود آمدند و اسلام گراها قدرت را به دست گرفته اند كه در برقراری نسخه ای از حكومت اسلامی مانند ایران با هم اشتراك دارند.» 2- در سطحی بزرگتر آنچه كه اكنون محرز شده این است كه پروژه «اسلام هراسی» آمریكا و چند كشور غربی به شكست انجامیده است. آمریكا و متحدانش بخصوص در 12 سال گذشته و به بهانه حادثه ساختگی 11 سپتامبر در ادامه گفتمان دروغین مبارزه با تروریسم، پروژه «اسلام هراسی» را كلید زدند ولی سؤالی كه به میان می آید این است كه نتیجه این پروژه با تحولات كنونی منطقه خاورمیانه چقدر منطبق است؟ پاسخ آن است كه این پروژه نتیجه معكوس داده و موج اسلام خواهی به صورت فزاینده ای در حال پیشروی است. به تعبیر «نیویورك تایمز» حتی لشكركشی های آمریكا به عراق و افغانستان نیز نتوانست جلوی اسلام خواهی در منطقه را بگیرد. برای همین است وقتی كه شورای اطلاعات ملی آمریكا آینده تحولات خاورمیانه را برای 20 سال بعد به ارزیابی می نشیند بیش از هر چیزی از موج اسلام خواهی و قدرت گرفتن اسلام گراها احساس نگرانی می كند. 3- از سوی دیگر؛ الهام گیری انقلاب های منطقه از انقلاب اسلامی ایران و نشانه هایی چون تدوین جدید قانون اساسی مصر مبتنی بر شریعت اسلامی كه همه پرسی 15 دسامبر مهر تاییدی بر آن بود به وضوح بیانگر آن است كه پروژه سكولاریسم نیز در منطقه خاورمیانه به محاق رفته است. به موازات لشكركشی و قشون كشی های آمریكا در بیش از یك دهه گذشته به خاورمیانه، آنها تلاش می كردند مدل به اصطلاح دموكراسی غربی را در قالب پروژه سكولاریسم به كشورها و ملت های این منطقه تحمیل نمایند. حذف دین و آموزه های اسلامی از صحنه اجتماع و سیاست، هدف نهایی و اصلی مدعیان دموكراسی بود تا حكومت های سكولار شكل بگیرد. البته ناگفته پیداست كه حكومت های مرتجع عربی چون خطری برای منافع آمریكایی ها نداشت به همان شیوه های سلطنتی و پادشاهی با حاكمان سرسپرده و دست نشانده ادامه حیات می داد ولی ملت های منطقه در بستر بیداری اسلامی این ذلت را بر نتافتند و بی شك چشم انداز آینده را باید در چنبره اسلام خواهی مردم خاورمیانه تحلیل و ارزیابی كرد.
این نكته را نیز باید به مطالب بالا علاوه كرد كه تلاش برای تحقق پروژه سكولاریسم در منطقه خاورمیانه با حمایت مستقیم و بی پرده آمریكا و غرب صورت گرفت. از همین روی تحركات و دسیسه ها برای دنیوی كردن دین مردم- بخوانید فرآیند سكولاریزاسیون- در جای جای خاورمیانه دنبال شد و گروه هایی چون 14 مارس در لبنان، العراقیه در عراق، جریان اصلاحات و بعد فتنه سبز در ایران در همین راستاست. البته با حمایت و پشتیبانی آمریكا طی سال های اخیر تلاش زیادی شده است تا مدل «اسلام سكولار» - بخوانید اسلام وارونه- نیز مدل و الگوی منطقه خاورمیانه قرار بگیرد كه خیزش و خروش معنادار ملت ها در بستر بیداری اسلامی با شاخص هایی چون ضد آمریكایی بودن نشان می دهد این تاكتیك به سرانجام نرسیده است. 4- و بالاخره باید گفت تحولات كنونی منطقه آشكارا نشان می دهد پروژه های آمریكایی كه شریعت اسلامی را نشانه رفته با شكست همراه بوده است و حتی امپراتوری رسانه ای غرب با فضاسازی ها و جنجال پراكنی ها در فریب افكارعمومی و ملت های مسلمان و آزادیخواه خاورمیانه ناكام بوده است. دور اول همه پرسی مردم مصر نیز نمونه ای است كه بخوبی ثابت می كند سیاست غربی ها در مدیریت مطالبات افكارعمومی به در بسته خورده است و مردم علی رغم تمام تحركات رسانه ای غربی و فضاسازی ها، آگاهانه به قانون اساسی مبتنی بر شریعت اسلامی رای داده اند. آنچه در این میان محرز بوده این است كه تلاش گروه ها و تشكل های سیاسی كه گفتمان دموكراسی غربی را دنبال می كنند و آرزوی حاكمیت سكولاریسم را به انتظار نشسته اند مصداق تخم افكندن در شوره زار است كه هیچ گاه ثمره و محصولی را در پی نخواهد داشت. طرفه آنكه اكنون برخی از مدعیان اصلاحات به آنچنان حقارتی افتاده اند كه نسخه سكولاریسم را به ملت های مسلمان پیشنهاد می كنند. دست خالی آمریكا و متحدانش برای مقابله با حاكمیت دینی به جایی رسیده است كه به توصیه آنان عنصر حقیری نظیر مهاجرانی وزیر دولت اصلاحات اخیرا طی یادداشتی در روزنامه الشرق الاوسط به مصری ها توصیه می كند از حاكم شدن احكام اسلامی بر كشورشان جلوگیری كنند! این نسخه پیچی برای آن است كه از همان ابتدا كه مدعیان اصلاحات، ارزش های اسلامی را زمینی برشمردند و قرائت های مختلف از دین را پیش كشیدند و «اسلامیت» نظام را مانع پیشرفت و ترقی دانستند معلوم بود كه آینده آنها وضعیت امثال جناب مهاجرانی خواهد بود كه اكنون ریزه خوار سفره وهابیت و آل سعود شده اند و طبیعی است كه باید از احكام اسلامی گریزان باشند. خراسان:ایران و آینده بیداری اسلامی «ایران و آینده بیداری اسلامی»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم سیدمحمد اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛این روزها وارد سومین سال از آغاز بیداری اسلامی در منطقه شده ایم. در 2 سال پر حادثه ای که پشت سر گذاشته ایم چشم های بسیاری خیره به شمال آفریقا و خاورمیانه بودند. اکنون با ورود به سومین سال از آغاز این توفان، به نظر می رسد باید بار دیگر ابزارهای سیاست خارجی در این باره را مورد بازبینی قرار دهیم. کشورهای بیداری اسلامی در دوران گذار اولین مسئله در مواجهه با تحولات و رخدادهای کشورهای بیداری اسلامی توجه به ویژگی های "دوران گذار" درباره آن ها است. به عبارت دیگر تنها چیزی که این سال ها در این کشورها "ثابت" خواهد بود، "تغییر مداوم" است. بنابراین بهتر است ما در ایران نه به نسیمی موافق دلخوش شویم و نه از بادی مخالف بهراسیم. عمل گرایی، توانایی عکس العمل سریع و پخته، انعطاف پذیری و صبر و حوصله تا حصول نتیجه از نیازهای سیاست خارجی ایران در مواجهه با دریای توفانی بیداری اسلامی است. بیداری اسلامی و مسئله شناخت بسیاری از ما نیز در ایران انتظار وقوع این چنینی رخدادها در منطقه را نداشتیم. ورود به شرایطی که دیگر از وفاداری های حسنی مبارک به اسرائیل و شتر و خیمه های معمر قذافی خبر نباشد. روزگاری که سوریه گرفتار خشونت بی انتهای القاعده شود و مرزهای جغرافیایی برخی از کشورها در معرض تجدید نظر قرار بگیرند. به هر روی گذشته، گذشته است. امروز بی درنگ باید به شناخت دقیق و سریعی از ویژگی های تعیین کننده در هریک از این کشورها دست یابیم. البته شناخت و تلاش برای ارتباط با "افراد" موثر در این کشورها، نباید ما را از برقراری رابطه با "گروه"های مختلف باز دارد و سرگرم شدن به گروه هایی که در دوران گذار شکل گرفته اند ما را از "شخصیت های نوظهور"ی که ممکن است قاعده بازی را تغییر دهند، غافل نکند. برقراری ارتباط با احزاب جدید التاسیس، اعضای پارلمان ها، قضات، شخصیت های دانشگاهی، تجار ذی نفوذ و ... باید با توجه به مقتضیات هر کشور بیش از پیش محقق شود. با توجه به این نکته که بازنده های امروز در انتخابات و رای گیری های دوران گذار ممکن است روزی به برنده های دوران ثبات در این کشورها بدل شوند. به علاوه اینکه هرچند بی تردید گروه های اسلامگرا در اولویت سیاست خارجی ایران هستند، اما شناخت و ارتباط با گروه هایی که در این دایره نمی گنجند نیز به همان اندازه اهمیت دارد. به واقعیت و هویت مستقل گروه ها احترام بگذاریم از مهم ترین موضوعات در تعامل با افراد، گروه ها و کشورهایی که در حال نو شدن هستند، احترام به هویت مستقل آن ها است. بنابراین باید بپذیریم که آن ها حق دارند با توجه به شرایط ویژه ای که در آن به سر می برند، اظهاراتی داشته باشند که لزوما با تمام ابعاد سیاست خارجی ایران منطبق نباشد. حتی در مواردی باید اجازه بدهیم که این گروه ها به تصمیماتی عمل کنند که در آینده متوجه نادرست بودن آن ها می شوند. با تاکید بر اینکه در بسیاری از موارد ممکن است آن ها نیز با ما هم نظر باشند اما محدود به شرایطی باشند که یا نتوانند و یا صلاح ندانند که این موضوعات را علنی کنند. بررسی نحوه رفتار هوشمندانه رهبر انقلاب در تعامل با حماس و گروه های متنوع مصری در این زمینه می تواند مفید باشد. اقتصاد؛ پشت صحنه تحولات سیاسی همه آن دسته از گروه های انقلابی که با بیداری اسلامی به قدرت رسیده اند، در برابر آزمون و چالش "کارآمدی" قرار دارند. آمریکا و کشورهای غربی هم اکنون به خوبی از این ابزار برای تاثیر گذاری بر روند سیاسی و اجتماعی این کشورها استفاده می کنند، که این روند در آینده گسترده تر و عمیق تر نیز خواهد شد. امروز تاثیر اعمال نفوذ اقتصادی غرب در تحولات کشورهای مصر، لیبی، یمن، تونس و سوریه هریک به نوعی، مشهود است. بنابراین ما در ایران نیز باید ابزارهای غیر رسمی سیاست خارجی را در این زمینه فعال کنیم. بخش خصوصی می تواند با دستی باز و رها از محدودیت های رسمی برای دستگاه سیاست خارجی نقشی جدی در گسترش ارتباط ایران با این کشورها بر عهده داشته باشد. ایده ارائه "خدمات" و "آموزش" در برابر "کالا"، جذب گردشگران مسلمان و نمونه های دیگری از این دست می توانند هم به سامان دادن این کشورها پس از انقلاب های سهمگین کمک کنند و هم راهی برای برون رفت از سیاست تحریم های بانکی غرب علیه ایران باشند. گسترش راه های ارتباط دو سویه با جوامع کشورهای بیداری اسلامی از جمله دلایل سیر "دومینو وار" انقلاب ها در کشورهای منطقه، زبان و فرهنگ و مشکلات مشترک بین آن ها بوده است. گسترش سازمان های مردم نهاد بین المللی و همچنین ارتقای کیفیت و کمیت رسانه های بین المللی عرب زبان و انگلیسی زبان به ما کمک می کند که نقش واسطه گری رسانه های غربی بین جامعه ایران و جوامع بیداری اسلامی را حذف کنیم. آینده نگری درباره گزینه های پیوستن به قطار بیداری اسلامی اما اکنون در شرایطی هستیم که می توانیم پیش بینی هرچند غیردقیقی از رویدادهای آینده داشته باشیم. بحرین، اردن، کویت و سودان کشورهایی هستند که ممکن است در سال سوم بیداری اسلامی به این قافله بپیوندند. بنابراین هرگونه سیاست گذاری و سرمایه گذاری ما در این کشورها باید با درنظر گرفتن پیامدهای مثبت یا منفی تغییرات احتمالی در این کشورها باشد.

جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛نزول برف و باران پائیزی در سراسر كشور، نوید آمدن زمستانی سرشار از سپیدی و نعمت الهی را داد تا بتواند ذخیره آبی كشور را تأمین كرده و فصلی پربار برای كشاورزان باشد. در این هفته گرچه ماه ماتم و عزای حسینی به پایان رسید ولی با آمدن ماه صفر، همچنان غم‌های جانكاه عاشورایی بر دل‌های بیقرار سوگواران اربعین و عزاداران شهادت پیامبر رحمت، سبط اكبر و ثامن الحجج علیهم السلام سنگینی می‌كند. در این هفته و در آستانه پایان سال میلادی خبرهایی از آنسوترها درباره احتمال تغییر و تحول در مذاكرات هسته‌ای گروه 1+5 با ایران به گوش می‌رسد، گزارشهایی كه از امكان ذوب شدن یخ گفتگوها و خروج آن از وضعیت انجماد خبر می‌دهد. اصل اینكه گروه 1+5 مایل است بن بستی را كه در مذاكرات ایجاد كرده با ارائه یك بسته پیشنهادی بشكند، فی نفسه می‌تواند گام مثبتی در خروج مذاكرات از وضعیت بی‌تحرك كنونی به حساب بیاید ولی اینكه آیا این بسته می‌تواند حاوی شرایط "برد - برد" بوده باشد و حقوق قانونی جمهوری اسلامی ایران را لحاظ كند یا نه، خود موضوع مهمی است كه جای بحث فراوان دارد. در هر صورت به دنبال برخی اظهارات مثبت از سوی برخی مقامات آمریكایی این امیدواری در محافل منطق گرای غرب ایجاد شده كه شاید این بار گروه 1+5 در تشخیص موقعیت و ایجاد شرایط مساعد برای گفتگو به آگاهی لازم دست یافته باشد. از دیگر موضوعات مورد بحث داخلی در هفته جاری باید به اعلام زمان ثبت نام داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری اشاره كرد كه 17 اردیبهشت ماه خواهد بود، لذا برخی افراد و گروههای سیاسی از هم اكنون تحركات انتخاباتی خود را آغاز كرده و بدین ترتیب این احتمال وجود دارد كه فعالیت عمومی كشور و همچنین جو سیاسی تحت الشعاع این موضوع زودهنگام قرار گیرد. در هفته اخیر جلسات مجلس در گیرودار بررسی عملكرد اقتصادی و ارزی دولت بود كه در یكی از روزها وزیر اقتصاد با حضور در جلسه علنی به توضیح پیرامون رفتار مالی و اقتصادی دولت پرداخت ولی درباره اینكه ارز بر اساس چه مصوبه قانونی به نرخ مرجع واگذار شده و این واگذاریها به چه كسانی صورت گرفته و رانت هزاران میلیارد ریالی آن به جیب چه كسانی رفته، توضیحی نداد. این عملكرد قانون شكنانه دولت در این باره كه چه بر سر مابه‌التفاوت درآمد ارزی آمده و چرا این درآمد میلیاردی به خزانه وارد نشده، همچنان سئوال بی‌پاسخ نمایندگان مردم و اعضای كمیسیون برنامه و بودجه مجلس است. این هفته در موضوعات خارجی، همه پرسی قانون اساسی مصر و بازتاب آن، ادامه ناآرامی‌ها در سوریه و كشتار در مدارس آمریكا مهمترین موارد را تشكیل می‌دادند. در مصر، پس از كشمكش‌های گروههای سیاسی، سرانجام دور اول همه پرسی قانون اساسی برگزار گردید كه در نتیجه، آنچنانكه كمیته انتخابات اعلام كرده است در این مرحله 57 درصد به پیش نویس قانون اساسی رأی مثبت دادند. اما مخالفان دولت، مدعی تقلب در انتخابات شدند. دور دوم همه پرسی نیز قرار است روز شنبه آینده برگزار شود این درحالی است كه اعتراضات همچنان ادامه دارد. اعتراضات و تنش سیاسی در مصر از ماه گذشته و از زمانی آغاز شد كه محمد مرسی رئیس‌جمهور مصر در اقدامی غیرمنتظره با الحاق اصلاحیه‌ای به قانون اساسی، اختیارات خود را افزایش داد و اعلام كرد آنرا به همه پرسی می‌گذارد. این تصمیم موجی از تظاهرات همراه با خشونت را به دنبال داشت كه به كشته شدن 8 نفر منجر شد. در پی افزایش فشارها، مرسی ناچار شد اصلاحیه را لغو كند ولی بر برگزاری همه پرسی تاكید نمود. مخالفین با ادعای اینكه پیش‌نویس قانون اساسی مذكور در راستای اهداف جناحی اخوان المسلمین است، به مخالفت‌های خود ادامه داده‌اند. دولت مصر و حزب حاكم نیز این اتهامات را رد كرده و در مقابل، مخالفین را به عدم پایبندی به قانون و دمكراسی متهم می‌كنند. در این میان، جریان‌هایی نیز در روزهای اخیر فعال شدند كه با كلیت انقلاب مصر مخالف هستند و سودای باز گرداندن رژیم سابق را در ذهن می‌پرورانند. این جریان‌ها، حامیان خارجی متعددی نیز دارند كه در صدر آنها رژیم صهیونیستی، آمریكا و ارتجاع عرب منطقه قرار دارند. با توجه به این مسائل، چشم انداز سیاسی مصر همچنان مبهم دیده می‌شود. این هفته، ناآرامی‌ها و به موازات آن، دخالت‌های خارجی در سوریه ادامه یافت. درحالی كه دستگاه‌های تبلیغاتی غرب به شدت تلاش می‌كنند چنین القا كنند كه رژیم بشار اسد تضعیف شده است و در مقابل، مخالفان قدرت یافته اند، ولی واقعیت خلاف این است. دولت سوریه با وجود هجوم‌های گسترده نظامی و سیاسی جبهه ضد سوری، همچنان پابرجاست و به اذعان غربی‌ها بر اوضاع مسلط می‌باشد. در همین زمینه خبرگزاری فرانسه طی گزارشی با استناد به اظهارات تحلیل گران بین‌المللی و گزارش دستگاه‌های اطلاعاتی غرب نوشت كه دولت سوریه درحال فروپاشی نمی‌باشد. در این حال، محافل تبلیغاتی غرب طی روزهای اخیر جنجال فراوانی پیرامون اظهارات یك مقام روسی برپا كردند مبنی بر اینكه، این مقام روسی نسبت به احتمال شكست قریب الوقوع حكومت سوریه هشدار داده است. روسیه در واكنش به این جنجال، اظهارات مقام روسی را تكذیب كرد و بر ادامه حمایت‌های مسكو از سوریه تاكید نمود. واقعیت این است كه جبهه ضد سوریه كه در زمینه نظامی ناكام مانده دست به جنگ روانی گسترده‌ای علیه حكومت سوریه زده است. این جنگ روانی تلاش مأیوسانه‌ای از سوی غرب برای روحیه دادن به تروریست‌ها و شورشیان سوریه و به تسلیم كشاندن حكومت سوریه تلقی می‌گردد. كشتار در مدرسه‌ای در آمریكا، دیگر رخداد مهم خبری هفته جاری بود كه بازتاب گسترده‌ای در داخل و خارج آمریكا داشت. در این حادثه، آنچنانكه گفته شده یك جوان مسلح با حمله به یك دبستان، 28 نفر از جمله 20 كودك را به همراه معلمین قتل‌عام كرد. فرد مسلح پیش از حمله به مدرسه مذكور، پدر خود را نیز در منزل به قتل رسانده بود. حادثه اخیر چهارمین مورد از این دست می‌باشد كه طی سالهای اخیر و در دوره ریاست جمهوری اوباما رخ می‌دهد. این حادثه كه جامعه آمریكا را در شوك فرو برد بار دیگر موضوع آزادی خرید و فروش سلاح و حمل آن را به كانون بحث رسانه‌ها و جامعه آمریكا كشانده است. در این باره اوباما طرحی را برای ممنوعیت فروش سلاح‌های "مرگبار" تهیه كرده است. البته این ممنوعیت سلاح‌های معمولی را در بر نمی‌گیرد. بسیاری از مردم و گروههای سیاسی و اجتماعی از آزاد بودن خرید و فروش سلاح در آمریكا خشمگین هستند و طی روزهای اخیر اعتراضات گسترده‌ای نیز در این باره صورت گرفت. با اینحال، نكته‌ای كه وجود دارد این است كه علت این گونه حوادث تنها به آزاد بودن سلاح در جامعه آمریكا منحصر نمی‌شود بلكه ریشه اصلی در فرهنگ و نوع نگرش غالب در جامعه آمریكاست. در این باره فرماندار سابق اركانزاس آمریكا نیز تاكید كرد كه "حذف نظام‌مند خدا" از فرهنگ و نظام آموزشی آمریكا ریشه حوادثی از قبیل حادثه مدرسه "سندی هوك" در شهر "نیوتاون" می‌باشد. این موضوعی انكارناپذیر است كه دور شدن از معنویات و پرداختن افراطی به مادیات، موجبات بروز اختلالات روحی و روانی در جوامع غرب شده است، واقعیتی كه سردمداران فرهنگی غرب نیز مجبور شده‌اند به آن اعتراف كنند.

 رسالت:فتنه چیست؟ گرفتار فتنه كیانند؟
«فتنه چیست؟ گرفتار فتنه كیانند؟»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم حبیب‌الله عسكراولادی است كه در آن می‌خوانید؛معانی مختلفی در مورد فتنه وجود دارد كه در این مختصر مجال نقل و بررسی همه آن معانی نیست. فتنه در قرآن كریم هم از جانب خداست و هم نیرنگ‌های عبد، یعنی هم به خدا نسبت داده می‌شود و هم به بندگان. هرگاه فتنه از جانب خدا باشد بر اساس حكمت است و هرگاه از جانب بندگان و بدون امر خدای متعال باشد، ضد حكمت و شورش‌آفرین است. هر انسانی در طول حیات خود گرفتار فتنه و محكوم به امتحان‌های الهی است. خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: آیا مردم گمان می‌كنند همین كه بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و آزمایش و امتحان نخواهند شد.‌(عنكبوت آیه 2)‌ همچنین در آیه دیگری می‌فرمایند: یا بنی آدم لایفتننكم الشیطان. ای فرزندان آدم ، شما را شیطان دچار فتنه نكند. بنابراین فتنه مانند سكه دورو دارد یك روی آن به معنای آزمایش مثبت و نیكو است و روی دیگرش شر و گمراهی و منفی است. فتنه در معنای اصطلاحی خود به حوادث پیچیده‌ای می‌گویند كه ماهیت آن روشن نیست و ظاهری فریبنده و اغوا كننده دارد و باطنی آكنده از فساد كه فرد و یا خانواده و حتی جامعه بشری را به بی‌نظمی،‌تباهی، عداوت و دشمنی و جنگ و خونریزی می‌كشاند. پس در واقع فتنه‌گر اصلی شیطان است. اوست كه انسان را از مسیر حق منحرف می‌كند و به گمراهی، فساد و تباهی می‌كشاند. اعتقاد به خدا و التزام عملی به تقوای الهی و اطاعت از رسول و ولی خدا انسان را از سقوط در دره فتنه و فتنه‌گری و فتنه‌گران نجات می‌دهد. خداوند بهانه جویی منافقین در نرفتن به جهاد با دشمنان اسلام و عدم یاری‌رساندن به رسول خدا را فتنه و فتنه‌جویی معنا می‌كند و می‌فرماید اینها در این فتنه خودشان را ساقط كردند و به جهنم فرستادند« و منهم من یقول ائذن لی ولاتفتنی، الا فی‌الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه بالكافرین» (سوره مباركه توبه آیه 49) قرآن از خبث باطنی و فساد اعتقادی منافقان در این باره پرده‌برداری می‌كند. خداوند در مورد كسانی كه به جای همگرایی با رسول خدا و مومنان در جهت‌ واگرایی حركت می‌كنند ، وحدت مسلمین را به هم می‌زنند و می‌خواهند مواضع خود را توجیه كنند، می‌فرماید: "اینها با همین عملشان در فتنه افتاده‌اند" در حالی كه معتقدند یا خیال می‌كنند از فتنه احتمالی احتراز می‌جویند. خداوند به آنها هشدار می‌دهد؛ آگاه باشید كه اینها هم اكنون در میان فتنه و مخالفت با فرمان خدا سقوط كرده‌اند و هم‌اكنون جهنم گرداگرد آنان احاطه دارد. نهضت اسلامی امام خمینی (ره) در طول نزدیك به نیم قرن از پیدایش خود حدودا از سال 1340 تاكنون فراز و فرودهای زیادی را طی كرده است. خداوند بزرگ توسط بنده صالح و مومن خود امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ملت ایران را وارد امتحان عظیمی كرد. به دلیل نفوذ انقلاب در لایه‌های عظیم اجتماعی كشور همه اقشار ملت در این امتحان حضور پیدا كردند. از مراجع عالی قدر، علمای بزرگ و علمای بلاد و دانشمندان دینی گرفته تا اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ها! از كشاورزان و كارگران گرفته تا كسبه بازار حتی دانش‌آموزان! خلاصه پیر و جوان، زن و مرد همه در خدمت انقلاب بوده‌اند. عده‌ای از روی بی‌اطلاعی و غفلت در برابر آن از ابتدا ایستادند اما عده‌ای به دلیل فتنه‌گری‌های شیطان بزرگ علی‌رغم اینكه روزگاری با مردم و امام ونظام بودند و همكاری می‌كردند، از قطار انقلاب در زمان‌های خاص پیاده شدند و با مردم و انقلاب همراهی نكردند. تاریخ انقلاب مشحون از فداكاری‌های عظیم ملت در همراهی با امام (ره) و رهبری معظم انقلاب است. انقلاب اسلامی در ایران تنها یك انقلاب در یك كشور و در محدوده جغرافیایی خاص نیست، انقلابی در منطقه و در حوزه جهان اسلام فقط نیست. انقلاب ما یك انقلاب جهانی است و در یك فرایند قرآنی و روایی حتما و ان‌شاءالله متصل به قیام جهانی حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه خواهد شد.ما در این تردید نداریم. لذا وقتی می‌بینیم كسانی كه در انقلاب واقعا سهم مهمی داشته‌اند به دلیل جهل یا غفلت یا پیروی از گام‌های شیاطین به وادی فتنه سقوط كردند و در نتیجه به لجاجت و یكدندگی و كینه‌توزی و انتقام‌جویی می‌افتند، متاسف می‌شویم. ملت و نخبگان جامعه در تبعیت از رهبری معظم می‌خواهند در این سیر الهی هیچ كس جا نماند و همه همراه باشند. بی‌شك حوادث تلخ رقابت‌های انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برای هیچ‌كس خوشایند نیست، متاسفانه فتنه‌بازان خارجی و فتنه‌گران داخلی سوار بر هیجانات حاكم بر رقابت‌های انتخاباتی شدند و مسیر رقابت‌ها را مفتون كرده و به كینه‌توزی و انتقام‌جویی كشاندند. هرچه مقام معظم رهبری ندای فریادگونه برآوردند كه مواظب فتنه و فتنه‌گران باشید، گوش برخی بدهكار نبود هرچه مردم و دلسوزان گفتند دست از همگرایی با شیطان بردارید ، ما همه برادر هستیم ، باید در برابر تهدیدها و تحریم‌ها و خصومت‌های روزافزون آمریكا ید واحده باشیم اما زیر بار نرفتند و گویا نمی‌شنیدند. هرچه مردم و مقام معظم رهبری نرمش نشان دادند فتنه‌گران پل‌ها را یكی پس از دیگری پشت سر آنها خراب كردند تا امكان توبه و بازگشت به دامن انقلاب نباشد اما خداوند بزرگ همیشه راه را برای برگشت بنده‌اش به صراط مستقیم بازگذاشته است. همان طور كه بنده عاصی در هر زمان بخواهد به محضر رحمت الهی برگردد راه مسدود نیست و در جریان فتنه هم هر كس می‌خواسته و بخواهد به دامان ملت برگردد راه مسدود نبوده و نیست . درجریان فتنه سال 88 كسانی كه خیمه انقلاب را رها كردند و به خیمه ضد انقلاب رفتند و تن به اطاعت از شیطان بزرگ یعنی آمریكا دادند به خود ستم كردند ما می‌گوییم دست از این ستم بردارند. این یك پند مشفقانه و دلسوزانه است. آنان نباید خود را از این شفقت و مهربانی محروم كنند. فرمول خروج از فتنه سه چیز بیشتر نیست: 1- استحكام بخشیدن به ایمان به خدا 2- تقوا پیشگی راستین 3- اطاعت از رسول و ولی خدا در دوران‌ها محال است انسانی ایمان به خدا داشته باشد، تقوا پیشه كند و از ولی خدا اطاعت كند و از دام فتنه‌گران و فتنه رهایی نیابد. كسانی در گرداب فتنه فرو خواهند ماند كه پا جای پای شیطان بگذارند در صورتی كه خداوند در قرآن كریم اخطار فرموده است ولاتتبعوا خطوات الشیطان پا جا پای دشمن و شیطان نهادن انسان را از پیروی خدا و رسول و ولی خدا و تقوا پیشگی دور می‌كند.

آفرینش:نگاهی به وضعیت كنونی جنگل ها در ایران و خطرات آینده

 «نگاهی به وضعیت كنونی جنگل ها در ایران و خطرات آینده»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است كه در آن می‌خوانید؛ایران از زمان باستان دارای جنگل‌های بسیار و گوناگون بود. از بین بردن جنگل‌های ایران از زمان حمله مغول آغاز گشت و در یك سده اخیر گسترش زیادی یافته است. چنانچه بنا به برخی از گزارش ها نیز در پنج دهه گذشته، سطح جنگلی ایران از 18 میلیون هکتار به 14 میلیون هکتار رسیده است و برآورد شده است که سالانه 63 هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس و شمال ایران نابود می‌شود. در همین راستا این در حالی است كه سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) اعلام کرده است که ایران یکی از 70 کشور در حال توسعه در دنیا است که پوشش جنگلی کمی دارد و این پوشش جنگلی اندک، با سرعتی بیشتر از دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است. هر چند بنا به گفته مسئولان در 10سال اخیر از 160 هزار هکتار از اراضی ملی که از سوی افراد تصرف غیرقانونی شده بود، رفع تصرف شده است اما در طرف مقابل هم اگر نگاهی دقیق به وضعیت كنونی جنگل ها در ایران داشته باشیم باید گفت اكنون ایران رتبه اول فرسایش خاک در جهان را به خود اختصاص داده است و هرساله بالغ بر یک و نیم درصد جنگلهای کشور هم از بین می‌رود. امری كه درنوع خود موجب نگرانی های بسیاری برای نسل كنونی و آینده است و می تواند خطرات گوناگون و گسترده تری را برای كشور و آینده حیات آنان داشته باشد . در این بین اگر به مهمترین علل بوجود آورنده جنگل زدایی و تخریب جنگل در كشور نگاهی داشته باشیم باید گفت گذشته از عدم وجود الگو های مناسب مالکیت، عدم توجه کافی قوانین ملی و حقوقی به حقوق و نیازهای ساکنین محلی و جوامع وابسته به جنگل، فقدان سیاست های مناسب بین بخش ، افزایش جمعیت، توسعة‌ شهرها و اراضی کشاورزی و تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز، طمع برخی افراد در جنگل زدایی تخریبهای محیط زیست، عدم توجه بنیادین و نگرش غلط به مقوله محیط زیست و جنگل و....از جمله مهم‌ترین چالش ها و عوامل از بین برنده جنگل در ایران است . در این راستا باید برای حفظ جنگل ها در ایران با تدوین سیاست‌ها و راهبردهایی و حفظ، حمایت،حراست و بهره برداری اصولی از جنگل‌ها، تشخیص و تفكیك حریم قانونی اراضی ملی از مستثنیات اشخاص حقیقی و حقوقی و تثبیت‌ حاكمیت دولت بر منابع ملی كشور، توسعه جنگل‌ها و مراتع دست كاشت، پارك‌های جنگلی،اصلاح و احیاء جنگل‌ها، استفاده از دانش بومی و تجربیات جهانی و...گام هایی را در تثبیت وضعیت موجود جنگل ها در كشور برداشت و در وهله دیگر نیز با رفع خطرات كاهش جنگل ها در ایران با کمک سازمانهای مردم نهاد به توسعه جنگل ها در كشور اندیشید. اندیشه ای كه موجب توسعه پایدار و محیط زیست سالمی و تضمین آن برای نسل های آینده در كشور هم می‌گردد.

حمایت:طرح صلح بانان
سوریه در 21 ماه ناآرامی های خود در حالی صحنه تقابل میان مردم، ارتش و نظام سوریه با دشمنان یكپارچگی این كشور است كه برخی طرحهای جدید در قبال این كشور مطرح شده است. از جمله طرحهای مطرح شده طرح موسوم به حضور نیروهای صلحبان سازمان ملل در این كشور است. با توجه به اینكه ماموریت نیروهای كلاه آبی معمولا برای مناطق جنگی و بعضا جلوگیری از تقابل میان كشورها است این سئوال مطرح است كه چرا چنین طرحی مطرح شده و غرب در قبال آن به دنبال چیست؟ نخست آنكه ورود نیروهای كلاه آبی به سوریه به منزله ورود غرب به این كشور است چرا كه كلاه آبی‌ها یا از نیروهای غربی هستند یا از كشورهایی كه تحت حمایت غرب می باشند. به عبارت دیگر می‌توان گفت كه غرب كه تاكنون نتوانسته حضور نظامی در سوریه داشته باشد با ادعای كلاه آبی‌ها وارد این كشور می‌شود. جالب توجه آنكه غرب به عملكرد خود رنگ بشر دوستانه داده در حالی كه هزینه های جنگ طلبی‌اش را نیز از جامعه جهانی طلب می كند. نكته اساسی آنكه با ادعای نیروهای حافظ صلح كه با پروژه مبارزه با تروریسم و سلاحهای شیمیایی تكمیل می شود غرب روسیه را نیز دور زده و سناریوی لیبی را دوباره در قبال آن تكرار می كند. دوم آنكه غرب به دنبال ایجاد فضای امن برای گروههای شبه نظامی و زمینه سازی برای ورود گروههای سیاسی تحت حمایت غرب به سوریه است. در شرایط كنونی اجرای این سناریو به دلیل مخالفتهای گسترده مردمی و پایداری ارتش سوریه امكان پذیر نمی باشد . در این شرایط غرب با پروژه كلاه آبی ها طرح ایجاد منطقه امن یا مهار ارتش و ورود حامیان سیاسی غرب با ایجاد امكان فعالیت برای آنها را فراهم سازد. سوم آنكه غرب به دنبال اجرای پروژه تجزیه سوریه در صورت ناتوانی در سرنگونی نظام سوریه و یا عدم اجرای طرح ائتلاف واحد میان گروههای معارض می باشد. ورود كلاه آبی ها یعنی ایجاد مناطق مختلف سوریه كه عملا پروژه تجزیه این كشور را به دنبال دارد. هر چند كه ظاهر یكپارچگی این كشور حفظ می‌شود.به عبارت دیگر كلاه آبی‌ها مجری طرح تجزیه طلبانه آمریكا در قالبی پنهانی هستند كه در نتیجه آن هر كدام از بخشهای سوریه توسط حاكمیت مستقلی اداره می‌شود و دولت مركزی نیز به دلیل وجود كلاه آبی ها و منطقه حائل توان مقابله با این جدایی طلبی را ندارد. غرب نیز با ایجاد منطقه حائل و احتمالا پرواز ممنوع این جدایی طلبی را تسریع خواهد كرد.در جمع بندی كلی از آنچه ذكر شد می توان گفت كه طرح ورود كلاه آبی ها به سوریه در چارچوب اجرای صلح و ثبات در سوریه نیست بلكه در چارچوب بحران سازی در این كشور است كه بر اساس منافع غرب صورت می گیرد كه با مخالفت سوریه ، روسیه و كشورهای منطقه ای كه حامی ثبات سوریه مواجه شده و نسبت به پیامدهای آن هشدار داده اند.

تهران امروز:قانون خوبی كه بد اجرا شد
«قانون خوبی كه بد اجرا شد»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم ابراهیم نكو است كه در آن می‌خوانید؛گزارشی كه دبیر ستاد هدفمندی یارانه‌ها از نتایج دو ساله اجرای قانون هدفمندی ارائه داده است بخشی از واقعیات و نتایج منفی و مثبت این قانون را عیان كرده است. با این وجود بررسی محتوایی این گزارش نشان می‌دهد كه در مجموع، پیامدهای منفی این طرح بیشتر از آثار مثبت آن است و دلیل اصلی آن هم به اجرای ناقص و منحرف شدن این قانون حین اجرا برمی‌گردد. چرا كه در قانون مصوب مجلس قید شده بود كه دولت درآمد حاصل از آزاد‌سازی را بر اساس ضوابطی كه باز هم در قانون تعیین شده بود، بین خانوارها، بخش تولید و دولت تقسیم كند. لیكن گزارش دبیر ستاد هدفمندی نشان می‌دهد كه این قانون از همان ابتدا منحرف شده است. از یكسو دولت دو برابر درآمدش یارانه نقدی پرداخت كرده و از سوی دیگر سهم گروه‌های سه‌گانه را رعایت نكرده است. در كلامی ساده‌تر می‌توان گفت: گزارشاتی كه از حساب‌و كتاب‌های فاز اول هدفمندی یارانه‌ها اعلام شد به نوعی دلایل به‌هم‌ریختگی اقتصاد كشور را عیان كرد. به بیان بهتر این گزارش نشان داد كه تورم و ركود تولید و رشد غول نقدینگی در كشور ریشه در چه دلایلی دارد. آنطور كه این گزارش نشان داد، دولت تا به حال 71 هزار میلیارد تومان یارانه نقدی به خانواده‌ها داده ‌است. و فقط 18 هزار میلیارد تومان از این مبالغ به تولید و صنعت كشور رسیده‌است. آن هم در شرایطی كه ما احتیاج بسیار زیادی به رشد تولید و صنعت داشتیم. تازه درباره صحت همین رقم هم بحث بسیار زیادی مطرح است. بنابراین مشخص می‌شود كه ضعف تولید در كشور از كجا آب می‌خورد. آنطور كه همگان می‌دانند ضعف در تولید كشور به صورت زنجیروار تبعات منفی‌تری را در اقتصاد حاصل می‌كند. به بیان بهتر لنگ بودن تولید از یكسو افزایش نقدینگی آسیب‌رسان را در پی دارد و از سوی دیگر به ركود و در عین حال تورم عمومی دامن می‌زند. در روزهای پیش هم اتفاقا گزارش‌های بسیاری از ضعف عملكرد دولت در فاز اول قانون هدفمندی یارانه‌ها روی رسانه‌ها قرار گرفت. سوء مدیریت خواسته یا ناخواسته دولت در بحث هدفمندی یارانه‌ها از یكسو موجب تورم و گرانی شد و از سوی دیگر حساب و كتاب مالی كشور را با مشكل روبه‌رو كرد. این در حالی‌است كه قانون هدفمندی یارانه‌ها باید موجب رشد اقتصاد كشور می‌شد و كشور را در مسیر درست‌تری به پیش می‌برد. در این میان باید به یك نكته اساسی توجه كرد: آن هم اینكه ما نباید مشكلات را به گردن اصل قانون هدفمندی یارانه‌ها بیندازیم. بلكه ایراد از دولت و مدیریت آن بود. در گزارشات مالی هدفمندی یارانه‌ها هم به راحتی می‌توان این موضوع را شاهد بود. هدفمندی یارانه‌ها حدود 45 هزار میلیارد تومان در آمد داشته‌است و قرار بود كه بر اساس همین درآمد هم به بخش‌های مختلف كشور یارانه تعلق بگیرد. دولت اما با اهداف خود كه مشخص نیست دقیقا از كجا ریشه می‌گرفتند این قوانین را شكست و بسیار بیشتر از درآمد یارانه‌ای خرج‌كرد. آن هم خرج‌كردی كه نه تنها سودی برای كشور نداشت بلكه باعث پسرفت اقتصاد هم شد. برای مثال پرداخت 71 هزار میلیارد تومان یارانه به خانوار نه تنها برای خانواده‌ها سودی نداشت بلكه زندگی آنها را سخت‌تر كرد. این در حالی‌است كه اگر همین مبلغ صرف تولید می‌شد با شكوفایی اقتصاد روبه‌رو بودیم و دیگر خانوارها از گرانی‌ها و تورم گلایه نمی‌كردند. به نظر می‌آید در این شرایط باید بیش از پیش به كنترل حساب و كتاب‌های كلان كشور دقت كنیم و از انحراف بیشتر مسیر جلوگیری كنیم. توقف فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها یكی از همین تصمیماتی بود كه گرفته شد و از انحراف بیشتر مسیر هدفمندی یارانه‌ها جلوگیری كرد. دولت هم باید در ماه‌های پایانی كار خود بیش از پیش به فكر كنترل اقتصاد كشور باشد و از شیوه سابق بپرهیزد. در این حالت است كه می‌توان به ریشه‌كن شدن تورم و ركود و اوج گرفتن تولید و صنعت كشور امیدوار بود.

 مردم سالاری:یلدا؛ بهانه با هم بودن

«یلدا؛ بهانه با هم بودن»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم زهرا خانیانی است كه در آن می‌خوانید؛ هر سال پس از آغاز فصل بهار و نوروز روزها بلند و بلندتر می‌شوند تا اینکه در اولین روز تابستان به بلندترین حد خود می‌رسند که به آن انقلاب تابستانی می‌گویند، پس از این رویداد، روزها کوتاه و کوتاه‌تر می‌شوند تا در اولین روز زمستان به کوتاه‌ترین حد خود می‌رسند؛ شب اول دی ماه که طولانی‌ترین شب سال و سرآغاز انقلاب زمستانی است یلدا نامیده می‌شود. شب یلدا که به آن شب چله نیز می‌گویند بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. به فاصله زمانی حدفاصل بین غروب آفتاب از 30 آذر تا طلوع آفتاب در اول دی ماه شب یلدا اطلاق می‌شود. پس از این، طول روزها بیشتر و شب‌ها کوتاه‌تر می‌شود. یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است (زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب متولد شده است). ایرانیان باستان این شب را شب تولد خورشید (الهه مهر/میترا) می‎‎پنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند. ایرانیان از قدیم الایام شادی و جشن را از موهبت‌های الهی و غم و اندوه را پدیده‌ای اهریمنی می‌دانستند و به همین سبب جشن‌های بزرگی چون جشن نوروز، مهرگان، سده، چهارشنبه سوری، شب یلدا و... داشتند و این روزها را مقدس می‌شمردند. در این شب همه مردم از فقیر و غنی تا زاییده شدن مهر (طلوع خورشید) و پیروزی نور و نیروهای اهورایی بر تاریکی و نیروهای اهریمنی به پایکوبی می‌پرداختند. در فرهنگ عامیانه‌ مردم، شب یلدا، شب دوستی است. جشن شب یلدا ریشه در سنت‌های باستانی دارد و از جمله جشن‌هایی است که از هفت هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می‌شده است. هفت هزار سال پیش نیاکان ما بواسطه دانش گاهشماری دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است و از آنجایی که اساس زندگی مردم در گذشته‌های دور، بر پایه کشاورزی و دامپروری بود و مردمان آن روزگار فعالیت‌های خود را با تغییر فصول، گردش خورشید، جهت و حرکت و چگونگی قرار گرفتن ستارگان و بلند و کوتاه شدن شب و روز تنظیم می‌کردند یلدا را جشن می‌گرفتند چرا که با شروع فصل زمستان روزها بلندتر می‌شد و آنها بیشتر می‌توانستند از روشنایی روز و نور خورشید برای انجام کارهای روزمره شان بهره ببرند و این نوعی بیزاری از ظلمت و تاریکی و استقبال از نور و روشنایی بود. در متون باستانی، تاریکی و سیاهی نماد اهریمن و پلیدی بود بنابراین ایرانیان باستان در این شب گرد هم می‌آمدند و آتش می‌افروختند تا نیروهای اهریمنی را از خود دور کنند. مصر، یونان، قسمت‌های روسیه جنوبی و اقوام مسیحی، یهودی ، آشوری و ... نیز یلدا را گرامی‌می‌داشتند. میوه‌های شب یلدا پر دانه هستند و فلسفه آن پربرکت و زایا بودن میوه‌های پر دانه است. همچنین انار و هندوانه بواسطه رنگ سرخ و مدور بودنشان نمادی از خورشید بودند؛ از طرفی رنگ سرخ نشانه سرزندگی و سلامتی است بنابراین انار و هندوانه نماد تندرستی و شادکامی‌محسوب می‌شدند. از دیگر رسومات این شب انتخاب و شکستن گردو و آینده گویی از روی پوکی یا پری آن است؛ همچنین در این شب بزرگترها شاهنامه می‌خوانند و به حافظ تفال می‌زنند. ایرانیان همواره برای عنصر نور و روشنایی احترام قائل بودند و خداوند نیز در قرآن خود را با کلمه نور توصیف می‌کند: «خداوند نور آسمان و زمین است»؛ تجسم این نور ابتدا در خورشید و سپس در آتش پدیدار می‌شود؛ بنابراین بیدار ماندن بر گرد آتش در انتظار طلوع نور نشانگر ستایش نیروهای اهورایی و نور و روشنایی در مقابل تاریکی و پلیدی در نزد ایرانیان باستان بود. در فرهنگ ادبی ما یلدا نماد تاریکی و بلندی است شبی که دلدادگان به انتظار سرآمدن آن هستند. طولانی و تاریک بودن آن استعاره‌ از فراق معشوق و انتظار سر آمدن وصال و گاهی گیسوی سیاه و بلند معشوق است. هنوز با همه دردم امید درمان است که آخری بود آخر شبان یلدا را «سعدی» فلسفه یلدا بهانه با هم بودن است. یلدا قدر دانستن لحظه لحظه عمرمان است؛ لحظه‌هایی که طولانی بودنش را پاس می‌داریم و بیدار می‌مانیم تا ارزش در کنار هم بودن را با گذرش حس کنیم. یلدا یعنی در دل زمستان هم می‌توان با گرمای حضور یکدیگر بر سرما پیروز شد؛ هر چند مشغله‌های کاری و اوضاع نابسامان اقتصادی تا اندازه‌ای امکان گرد هم آمدنهایمان را کمرنگ‌تر کرده و گاه با وجود گرم بودن بازار شب یلدا، دلگرمی‌از دلهایمان رخت بر بسته اما باید از شب‌یلدا که طولانی‌ترین شب سال و به عبارتی طولانی‌ترین تاریکی‌هاست بیاموزیم که همه تاریکی‌ها و سختی‌ها پایان پذیرند و در پس آن، روزها رو به روشن‌تر و زیباتر شدن می‌روند. مصادف بودن نخستین روز انقلاب زمستانی و فروغ و روشنایی آن با آغاز دوازدهمین سال انتشار روزنامه «مردم‌سالاری» را به فال نیک می‌گیریم و امید است که تولد مهر و تجلی روشنایی آن و تسلط نیروهای اهورایی، چراغ راه‌مان در مسیر روشنگری باشد.

ابتكار:بدرقه ضریح و دغدغه‌های جدید

«بدرقه ضریح و دغدغه‌های جدید»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سید عباس صالحی است كه در آن می‌خوانید؛ضریح جدید حسینی (ع) در 2 ماهه اخیر، فضای خاصی را در شهرهای مرکزی، غرب و جنوب غربی کشور پدید آورد و صدها نفر را به بازدید و بدرقه آن آورد. این رخداد، در حجم و انعکاسی محدودتر، طبیعی می‌نمود، چه این که شور و اشتیاق جامعه ایرانی به حضرتش، چونان است که عده‌ای را به پابوس آن بکشاند که با او نسبتی دارد یا می‌یابد. اما سخن در آن است که به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده، در شهرهای گوناگون کشور، ستادهای استقبال و بدرقه‌ای راه افتاد؛ در آغاز مدت زمانی را در قم و سپس برای شهرهای مختلف کشور از تهران تا شهرهای کوچک و بزرگ خوزستان برنامه‌ریزی ورود و بدرقه صورت گرفت. به عنوان نمونه در خوزستان در 8 شبانه‌روز این بدرقه انجام شد و در برخی شهرها، ادارات، مدارس و... تعطیل شدند و... نویسنده نمی‌خواهد از عدم مشروعیت بدرقه یا توسل به ضریح جدید سخن بگوید، چه این که رابطه‌های معنوی نفوس مطهر را با اشیا این جهانی، فرامکانی- زمانی می‌شناسد و لذا ضرورتی ندارد تا ضریح در جوار باشد تا تقدس بیابد. اما سخن در آن است که آیا مسئولان و برنامه‌ریزان در برگزاری چونان شوری در نیمی از کشور، تصمیم درستی را گرفتند؟ در این زمینه ملاحظاتی را می‌توان دید: نخست: جامعه شیعی در شرایط کنونی (و بویژه پس از مقطع بیداری اسلامی) در رصد رسانه‌های تفرقه‌افکن است. رسانه‌هایی که می‌کوشند شبهه‌های جدید بسازند و آن را در بوق و کرنا علیه تشیع و همگرایی مذهبی کنند. این رسانه‌ها، گاه از سوژه‌های قدیم ملول و خسته می‌شوند و به دنبال کشف موضوعات شبهه‌ساز جدیدند. نقل و انتقال ضریح جدید در آن ابعاد وسیع و رسانه‌ای، چونان فرصتی را به آنان داد تا سوژه‌ای جدید بیابند. مسئولان و مدافعان این حرکت، بایستی توجه کنند که در عرصه «رسانه» بایستی «فهم بین‌الاذهانی» را مورد توجه قرار دهند. بلی در جامعه ایرانی- شیعی (حداقل در بخش‌های متدینانه‌تر) استقبال از ضریح بی قبر، معنا و مفهوم معقولی را پیدا می‌کند، اما در سطح جهانی (و یا جوامع مسلمان غیر شیعی) چونان نبوده و نیست. حداقل آن که تلاش مضاعفی را برای معقول نشان دادن آن می‌طلبد. حال سوال آن است که در شرایط حساس جاری، ساخت‌وساز پرسش‌ها و شبهات جدید به نفع تشیع است؟ دوم: دقیقا در سالی که توسط مقام معظم رهبری با نام «تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی» نامیده شد، انتظار از دولت و مسئولان آن بوده (و هنوز هست) که از تعطیلات بکاهند و بر تلاش بیفزایند. به نظر می‌رسد که برنامه‌هایی که به گونه‌ای به تعطیلی می‌انجامد، با این رویکرد ناسازگارند. در طول مسیر بدرقه ضریح، تعطیلی و یا انعطال شهرهای در مسیر، پدید آمد و موجب تاثیرات منفی اقتصادی، در هم ریختگی برنامه‌ریزی‌های افراد در کارهای اداری، مالی و... گردید. سوم: به نظر می‌رسد که یکی از مشکلات کشور آن است که مسئولان هر موضوع، مسئولیت خویش را محور مسائل کشور (و گاه محور مسائل جهان!) تلقی می‌کنند و بر آن اساس، همه کس و همه چیز را بر گرد آن می‌خواهند و می‌خوانند. این مشکل را در نمونه‌های مختلف می‌توان دید. در این مورد نیز گر چه کار ساخت و ساز ضریح جدید امام حسین (ع) که از سال 85 آغاز شد، کاری ارزشمند بود و هست، اما در این که این موضوع به یک مساله ملی (و یا نیمه ملی) تبدیل شود، تا چه حد در میان مسئولان عالی‌رتبه و یا کارشناسان جامع‌نگر به بررسی سپرده شد چهارم: مسئولان مرتبط (و نیز مسئولان استان‌های در مسیر) ظاهرا تقویت شور حسینی را در بخش‌هایی از کشور در همت خویش داشته‌اند؛ اما آیا این نیت مقدس، چونان سرمایه‌گذاری را می‌طلبد؟ چنین می‌نماید که سوز و گداز حسینی در جامعه ایرانی چونان قدرتمند هست که به التهاب‌های زودگذر نیازمند نباشد.

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه تمامی مطالب وبلاگ ما در ایمیل شما خواهد بود

لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید :

نویسندگان
پایگاه های تابعه
ویژه ها
کلام ولایت

با فرمانده بسیج

  • طراحی قالب توسط پارس تولز
.CopyRight © 2011 - 2013 hoze6 Group , All Rights Reserved ©

سایت خبری تحلیلی حوزه 6 مقاومت بسیج امام جعفر صادق (ع) - اصفهان

حوزه 6 ، حوزه 6 امام صادق (ع) ، حوزه 6 امام جعفر صادق (ع) ، حوزه مقاومت بسیج 6 امام جعفر صادق (ع) ، حوزه بسیج برادران اصفهان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات